حساب رسی

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه


اولا خدایا شکرت ! هنوز بارون داره میباره این جا :)))

 

ثانیا :

 

توی تلوزیون داشت از سختی های امروزه می گفت که چقدر مشکلات اقتصادی هست . منم داشتم تایید می کردم که بابابم گفت

 

ما اول زندگی روی یک پلاس زندگی می کردیم ،

خونمون کلا یک اتاق 3*3 بود (یک خونه 9 متری !!! ) ، یه گوشش آشپزخونمون بود یک گوشش رخت خواب هامون ! با این وجود مهمون هم میومد خونمون از شهرستان !

با نفت زندگی می کردیم ، محلمون اون موقع گاز نداشت ( مادرم گفت : وقتی داداشت می خواست به دنیا بیاد تصمیم گرفتیم نفت رو ذخیره کنیم که وقتی اون به دنیا میاد خونه گرم بمونه ؛ به همین خاطر میز کوچیکمون رو - که هنوز هم هست توی خونشون بعد 30 سال - گذاشتیم و روش یک پتو پهن کردیم و بابات یک لامپ زیرش روشن کرد . خودمون رو می پوشونیدیم و با یک لامپ خودمون رو گرم نگه می داشتیم ... ! )

نم داشت خونمون ، وسایلمون کپک می زدن !

با دوچرخه می رفتم سر کار ! نیم ساعت با دوچرخه پا میزدم تا برسم ...

و ...

 

بعد حضرت پدر فرمودند

مشکل امروز مشکل اقتصادی نیست ؛ مشکل توقع زیاد مردم امروزه ...

عین صاد : توقعت را پایین بیاور تا تحملت بالا برود

 

---------------------

 

من : چقدر دل های کنده ای داشتن اون موقع ! چیز زیادی برای وابستگی بهش نداشتن . ولی ما اون قدر دور و برمون شلوغ شده که تا از یک چیز دل می کنیم باز یه چیز دیگه پیدا میشه برای دلبستگی ...

 

ای خدا ... ! چی می شد که دلبسته تو می بودم ...

 



۹۷/۰۲/۲۵ موافقین ۶ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات  (۱۲)

با همه‌ی این‌ها خیلی شادتر از ماها بودند دقت کردید؟!
پاسخ:
آره دقیقا !
نمی دونم آرزوی اون طور زندگی ای رو داشته باشم یا نداشته باشم ... !
بستگی به همسرتون هم داره
پاسخ:
اره درسته .
انتخاب ما نباید به بقیه تحمیل بشه ...
سلام
الحمدالله وگوش شیطون کر به هیچی دل بسته نیستم،هر جام بوده،خدا ازم گرفته...
بنده چون بیشتر با مرده دم خودم،ممکنه آدم موقع که عجلش میرسه،بخاطر علاقه به یه تسبیح هم شهادتین رو بگه...
یه نکته یادم رفت بگم.اون موقع حرم خواری هم خیلی کم بوده....

پاسخ:
سلام خانوم حسانه ...
شرایط خیلی روی دل تاثیر گذاره . فکر می کنم شرایط خاص شما هم خیلی به شما توی این دل کندن کمک کرده ...
خوشا به سعادتتون ...
سلام
در جواب تون باید بگم. نه اونقدر زیاد...
بیشتر با فکر کردند به این نتایج رسیدم وعنایت خدا...
پاسخ:
سلام . درسته ...
تفکر نقش اصلی رو داره و شرایط تاثیر گذاره ..
۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۰۵ گرافیست ارشد
احسنت ، واقعا معلوم نیست مردم چه ثوابی کردن همش داره بارون میاد ... خدایا شکرت..

راستی دوست داشتید وبلاگ ما رو هم دنبال کنید ، سپاس .
پاسخ:
شایدم فقط گناه نکردن :)
ممنون از حضورتون
سلام. علاقه زیادی برا خرید لباس وکشف ،این جور چیزها نداشتم وندارم،ولی علاقه شدید به خرید کتاب دارم...در حال که چه اون موقع وچه الان دست رسی به کتاب برام راحت نیست....
شرایط یه بخش خیلی کوچک از زندگی هست...عامل های دیگه تو وجود آدم وخصوصا نیت افراد مهم تر
پاسخ:
سلام
انشالله نیت ها خالص بشن ...
دقیقا همینه توقع مردم زیاده
خودم رو هم میگم البته
پاسخ:
انشالله توقعا کم شه ...
۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۰۴ گرافیست ارشد
خخخخخخخخ بله .
سپاس .
حرف حق فرمودن..
پاسخ:
آری ...
توقعات و چشم وهم چشمی البته مردم در شرایط که قرار می گیرن مدل زندگیشون فرق می کنه یعنی خیلی از پدر مادرای ما هم تو اون دوره متناسب با همون دوره راحت زندگی می کردن ولی کم کم که شرایط زمانه تغییر کرد اونا هم تغییر کردن و به قول معروف به روز شدن...
پاسخ:
درسته . چیزی که داره اتفاق می افته همینه 
ولی به نظرم بهتره که اینطور نباشه ...
حرف پدرتون صحیح ، توقع ها بالا رفته است ولی این فقط یک طرف قضیه است
پاسخ:
طرف دیگش چیه ؟
۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۲ سارا سماواتی منفرد
همینطوره اما نمیشه عقربه توقعات این نسل را هم به عقب برگرداند.

یادمه یک موقعی با کوچکترین امکانات چقدر خوش بودیم (:
پاسخ:
نسل رو نمی شه ولی آدم می تونه باور داشته باشه که حداقل خودش قدرتش رو داره ...
قرار نیست وقتی امکانش هست سخت زندگی کنیم . قراره وقتی امکانش نیست با سختی راحت کنار بیایمم . با این فکر که گذشته میشده خوب حالا من هم می تونم ... :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">