حساب رسی

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه


دل آدم خیلی موجود پیچیده ایه ... !

بعضی وقت ها آدم نمی دونه وابستس یک تلنگر بهش میفهمونه !

امروز یکی یک چیزی بهم گفت که فهمیدم ، در مورد مسئله خاصی ناپاکی دارم . (مبهم تر از این نمی تونستم بگم :| )

قبلش خودم خیلی متوجهش نبودم .

 

باز خدا خیرش بده این بنده خدارو ...

یک سوال پرسید که چرا ...بوق... ؟

منم رفتم تو خودم که واقعا چرا ؟

وقتی که دقت کردم دیدم که یک ناپاکی باعثش بوده ...

گاهی یک سوال به جا و به موقع می تونه درس های زیادی به آدم بده ... :)

 

خدایا برسون روزی رو که آدم خودش همیشه قبل هر کاری و هر حرکتی از خودش بپرسه که چرا ؟!

 


۹۷/۰۲/۲۶ موافقین ۲ مخالفین ۰
سه نقطه

نظرات  (۶)

چقدر خدا بزرگه :)
پاسخ:
البته خدا بزرگ هم هست ... :| (ارتباط پیچیده ش با متن رو نفهمیدم ! )
ممنون از حضورتون :)
قطعاً خواستِ خدا بوده که اینطوری این موضوع رو بفهمید. پوکر شدن هم نداشت. :|
پاسخ:
آهاان ! بله ...
من تازه وارد محسوب میشم به بزگواری خودتون ببخشید ...
(این علامت :| یعنی پوکر شدن ؟ یعنی چی دقیقا ؟ )
لبخند هم یادم رفت :)
پاسخ:
منتظرش بودم :)
بله پوکر هست. :) یعنی پوکر دیگه. نمی‌دونم چطور توضیح بدم. :)
پاسخ:
یعنی معناش اونقدر واضحه که قابل توضیح نیست !! :o
عجب ...
پس باید کم کم بفهمم معناشو 
ممنون:)
:)))
خواهش می‌کنم
پاسخ:
:)))
دقیقا 
گاهی اوقات یه سری افراد یه وسیله میشوند
چون خدا میخواد ..
پاسخ:
بله ...
ممنون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
->