حساب رسی


یادش بخیر کلاس فیزیک و آقای حق پیما ...

یک آدم جدی با چهره ای بدون اثری از لبخند !

همین آدم نمی دوم چرا ( شاید مسئله سختی رو حل کرده بودم ) یک روز به من لبخند زد !!!

از اون روز توی کلاس لقب گرفتم به " فرد مورد علاقه آقای حق پیما " :دی

هییییی ... یادش بخیر ! بگذریم ...

 

حرف امروزم چیز دیگست :

یکی از درس های فیزیک بحث بردار ها بود . توی اون درس به ما می گفتن اگر می خواهید بفهمید که توپ به کدوم سمت حرکت می کنه باید برایند نیرو هایی که به سمتش وارد میشه رو پیدا کنید . مثلا اگر میزان 3n  به سمت چپ و 5n به سمت راست نیرو وارد بشه در نهایت توپ با نیروی 2n به سمت راست حرکت می کنه .


قصد ندارم درس فیزیک بدم !

می خوام بگم من هم مثل یک توپم ! وقتی یک نیرویی من رو به سمتی می کشونه چطور می تونم به سمت دیگه ای حرکت کنم ؟! مگر این که نیروی بیشتری مخالف اون نیرو در من وجود داشته باشه !

همین الآن که اینجا نشستم و دارم می نویسم ، یک نیرویی من رو به سمت "سرگرمی" می کشونه . یک نیرویی هم من رو به سمت وبلاگ نویسی . الآن نیروی وبلاگ نویسی غلبه پیدا کرده که من الآن اینجا درخدمت شمام . اما همین که این نوشتن به پایان برسه ، باید برم سراغ انجام تصمیم ها ! اما متاسفانه نیرویی که من رو به سمت انجامشون می کشونه ضعیف تر از نیروی سرگرمیه :(


یک حساب دو دو تا چهار تا داره کم کاری های من ...

تا انگیزه هام رو مدیریت نکنم ، نمی تونم بین "کار" و "سرگرمی" ، کاررو انتخاب کنم !

باید کار بشه سرگرمیم !

اما چه جوری ؟!!


۹۷/۰۲/۲۷ موافقین ۳ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات (۲)

نمیدونم 
همون که گفتم
اینجا اگه قرار باشه گزارش بدید به ما شاید مشکل حل بشه.
پاسخ:
شاید ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">