حساب رسی

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه


گاهی دل آدم شعله آتیشه ...

گاهی هم سو سو میزنه فقط !

اما به هر حال همیشه روشنه و خاموشی نداره ...

یک مسئله هست که در موردش دلم آتیشه . اما گفتنش برام سخته ، ببخشید ...

و مسائل دیگه ای هم هست که در موردش دلم بی تفاوت نیست و سوسو هایی داره .

 

دیشب یک حالت در من ایجاد شد ! از همون سوسو ها ! دیشب به یک دوست خوب حسودی کردم ! یک نفر اومد پیشش ، می خواست سفره دلشو واکنه اما حضور من مانعش می شد . گفت " باشه حالا یک وقت دیگه باهت در موردش صحبت می کنم " .

خیلی دوست دارم محرم اسرار دل دیگران باشم . خیلی دوست دارم که بتونم با گوش کردن حرف دلشون دلشون رو آروم کنم . خیلی دوست دارم که حرف هام بتونه دل آدما رو آروم کنه یا منقلب کنه ... .

تا حالا پیش اومده که کسی اومده پیش من و خواسته درد دلش رو بگه و من با حرف هام آرومش کنم اما احساس کردم که حرف های من بیشتر باری بوده رو دوشش ...


میدونید ! راستش فکر می کنم بدونم چرا این طوریه !

وقتی یکی میاد پیش من و می خواد با هم حرف بزنیم ، بیشتر از این که نگران دل اون باشم و این نگرانی باعث بشه به حرف بیام و کلمه ها رو بر زبونم جاری کنم ، بیشتر از این میل به تاثیر گذاری من رو به حرف میاره ! دوست دارم یک چیزی بگم طرف منقلب بشه :| . این شیرینیِ حسِ تاثیر گذار بودنه که منو به حرف میاره نه احساس عشق به یک دوست و نگرانی برای درد هاش ...

فکر می کنم همش به خاطر خود خواهیه ...

اشکال خییییلی اساسی منه ! خود خواهم ...

دل سوز دیگران نیستم :(

دلم برا خودم می سوزه ! توی رابطم با دیگران همش به دنبال نفع خودمم ...

 

هییییی ... خدای خوبم ...

آخرش باز باید بیام در خونه خودت ...

درد دل دارم برات خدا جونم ...

این که دل من سنگه ! این که خود خواهی هام زیاده ! این که دلسوزی هام کمه ...

خدایا شکرت که نم اشک با صحبت با تو ، توی چشم هام می شینه ....

از این بابت خیلی ازت ممنونم ... 

خیلی دوسِت دارم خدا ... :)


۹۷/۰۳/۱۰ موافقین ۱ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات  (۲)

سلام
یه دوست دارم.یه بار خواستم باهام صحبت کنیم تا ایراد کار منو بگه بلکه من ارام بشوم.میدونید چیکار کرد.داشت ایراد کار خودشو درمیآورد....من هم متوجه اشتباه خودم میگشتم ونیاز به گوش شنوا داشتم...تا حالا هیچ کسی اون طور عمل نکرده بود...
پس بعضی ها میان حرف بزنند تا خالی بشوند...
پاسخ:
سلام
خوش به حالتون که یه دوست دلسوز دارین ...
منم یک دوست خیلی دلسوز دارم . 
اما داغم اینه که اون دلسوزی هاش نصیب من میشه 
و من خود خواهی هام نصیب اون !
بنده زمانی درد دل کسی رو می شنوم که ازم راه حل بخواد وگرنه اگه طرف صرفا برای خالی کردن خودش بخواد باهام صحبت کنه
گوش استماع ندارم لمن تقول!
کسی که برای خالی کردن خودش مشکلاتشو به زبون میاره
نه تنها اون مشکلات 100 برابر میشه بلکه انرژی منفی اش رو به منم منتقل می کنه
ولی اگه کسی ازم مشورت بخواد و بیاد مشکلاتشو واو به واو بگه
تا جایی که از دستم بر بیاد حتما کمکش می کنم
به شما هم توصیه می کنم صرفا هر "دردِ دلی " رو گوش نکنید
بیشتر متمرکز بشید رو اینکه حفره های خودتون رو پوشش بدید
هرچی بیشتر نفس رو بزنید
بیشتر هم خدا کلمات حق از زبونتون جاری می کنه

یاعلی مدد
پاسخ:
با این حرف ک الآن شخص من باید بیشتر از هر کسی متوجه خودم باشم موافقم .
اما در مورد آدمای راه رفته ب نظر من خود گوش سپردن ب حرف های دل و کمک کردن ب خالی شدن یه نفر باعث میشه راحت تر بتونه به مشکلش منطقی تر فکر کنه . خیلی وقت ها مشکل ندونستن راه حل نیست . مشکل نداشتن ظرفیت انجامشه .
گاهی دل پر مانع درست فکر کردنه ...
البته چ بهتر ک آدما دل پرشونو پیش خدا خالی کنن ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">