حساب رسی

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه


نشسته بودم توی پارک و داشتم کتاب می خوندم .

چون دور و برم کسی نبود کتاب رو بلند می خوندم (فقط با چشم نمی خوندم) . این جوری به نظرم انگار داره حرف می زنه ! وقتی صدام توی گوشم می پیچید نا خوداگاه افکاری به ذهنم اومد ...

با خودم گفتم چ خوب میشه اگر صوتی از خودم بذارم توی وبلاگ ، تا شاید شنیدن صدای من دل هایی رو به سمتم جذب کنه ! توی اون لحظه امید داشتم که شاید صدای من صدای دلنشینی باشه !

تُپُق می زدم . با خودم گفتم موقع ضبط اگر تپق زدم دوباره ضبط می کنم . توی همین فکر بودم که با خودم فکر کردم که شاید اگر تپق هایم را هم ضبط کنم ، صفا و صمیمتم رو با این کار به نمایش گذاشتم و این خودش عامل جذبه ! الآن که دقت می کنم می بینم این حالت رو موقع نوشتن هم دارم . یعنی موقع نوشتن با خودم میگم اگر حسم رو بدون هیچ دخل و تصرفی بنویسم ، صفا و صمیمتم رو نشون میده و دل هایی رو به سمتم میاره ...

همه این ها توی ناخوداگاه من بود و من بعد از چند ثانیه متوجه شدم که اصلا متوجه نمی شم که چی دارم می خونم ، یه کم دقت کردم و فهمیدم که موقع خوندن این افکار به ذهنم خطور کرده بودن ...

 



+ توی شب قدر من می خوام یه کاری بکنم . می خوام نقطه ضعف خودم رو بشناسم و راهی برای درمانش پیدا بکنم . یه حدسایی میزنم . فکر می کنم که مشکل اصلی من اینه که آدم ها رو بزرگ تر از اون چیزی که هستن می بینم . و براشون ارزشی قائلم که بیشتر از حد و اندازشونه !


این که خیلی دوست دارم دل آدما رو به دست بیارم ،

این که نگاه و حرف آدما ترسی توی دلم می اندازه که مانع حرکت من میشه ،

این که به کسایی حسادت می کنم که موفقیتشون اون ها رو توی چشم ها بزرگ کرده ،

این که وقتی از بعضی از دور و بریام از جهاتی بالاتر باشم عجب و غرور می گیردم و فکر می کنم که دیگه به قله رسیدم ،


همه اینا نشون می ده که من برای آدم ها ، نگاهشون ، نظرشون و خواستشون ارزشی قائلم که بیشتر از حد و اندازشونه ... ارزشی که برای خداوند قائل نیستم . تاثیری که آدم ها روی من می ذارن به مراتب بیشتر از تاثیریه که خدا می ذاره . این اشکال کار منه ...


۹۷/۰۳/۱۴ موافقین ۵ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات  (۷)

موافقم با بلند خوندن کتاب خیلی بهتر میشه خوند...
ان شاالله شب های قدر پر از نگاه و لطف حضرت معبود داشته باشید
پاسخ:
امیدوارم . ممنون
چ خوبه این شبا باعث بشه ادم فکر کنه به خودش و کاراش
پاسخ:
اره خیلی خوبه :)
تقریبا همه ی ما این اشکال رو داریم متاسفانه..
پاسخ:
امیدوارم یه راه حلی براش پیدا شه ...
تا حدودی موافقم اما
هر آدمی به اندازه‌ی شخصیتش محترمه :)
پاسخ:
من اصلا منظورم بی احترامی به آدما نبود .
منظورم این بود ک احترامی که بهشون میذاریم از سر ترس یا وابستگی نباشه .
همه آدما محترمن و احترامشون واجب :)

۱۴ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۲ سارا سماواتی منفرد
سلام
خوب ... آدم ها تو اکثر این خصلت ها که بر شمردید باهم مشترکنند ، حالا شاید من فکر می کنم انجوری باشه . مثلا من اون حسادته را دارم یا بعضی موقع ها نه همیشه حرف مردم بدجوری بهم می ریزتم.

اما شجاعتتون در بیان نقطه ضعف ها ستودنی هست .

اگه صداتون هم مثل نوشته هاتون باشه بهتره انجام بدهید  ((-:
پاسخ:
البته من سعی دارم ک من واقعی شناخته نشه .
به همین خاطر اینطوری دارم راحت حرف هام رو می زنم .

شما لطف دارید :))
همه که محترم نیستن قطعاً ولی خب حق با شماست :)
پاسخ:
چه پارادوکس خوشگلی ! :)))
نگاهتون زیباست :)
پاسخ:
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">