حساب رسی


این روزها توی یک حالت حیرت هستم ، یک انتخاب بزرگ پیش رو دارم و هرچی با افراد مختلف مشورت می کنم و هر چی فکر می کنم به نتیجه خاصی نمی رسم ، همیشه وقتی مشورت هام رو می کنم کارم به استخاره می رسه و چند باری شده که با استخاره به نتیجه های خوبی رسیدم .

حرم امام رضا (ع) استخاره کردم . صفحه ای که اومد خوندم ولی چیزی به نظرم نرسید . بی خیال شدم و راه افتادم به طرف خونه . به دروازه ورودی حرم که رسیدم یه لحظه یک جرقه ای به ذهنم خورد . توی اون صفحه از قرآن تشویق به نماز شب کرده بود . با خودم گفتم نکنه باید نماز شب بخونم و بعد استخاره کنم ، شاید خدا راه رو بهم نشون بده ، یه نگاه به ساعت انداختم ، ساعت 2 و ربع بود . می دونستم که اگه بخوام بمونم حرم و نماز شب بخونم به سحری نمی رسم . یه سکو پیدا کردم نشستم روش . از اون نقطه گنبد امام رضا خیلی زیبا بود و می درخشید ... چند لحظه ای با خودم کلنجار رفتم و با امام رضا نجوا می کردم ،،، تا بالاخره تصمیم گرفتم که بمونم و برای یک شب قید سحری رو بزنم !

برگشتم حرم و شروع کردم نماز شب خوندن . من که اهل نماز شب نیستم ، ولی گفتم که این نماز شب نماز شب ویژه ایه . پس باید به بهترین شکل ممکن بخونمش . مفاتیح روباز کردم و سعی کردم همه مستحابتش رو انجام بدم . در حال خوندن نماز شب بوی غذای معتکفین هم حس گرسنگی رو بیشتر می کرد !

نماز شب رو خوندم و استخاره کردم ، صفحه اول رو خوندم ، صفحه دوم رو هم خوندم اما ...

اما باز هم هیچ چیزی دست گیرم نشد ... خیلی نا امید شدم ، با هزار امید و آرزو این نماز شب رو خوندم اما چه فایده ...

نماز صبحو خودم و برگشتم خونه . دوچرخه هم نداشتم مجبور شدم مسیر طولانی ای رو پیاده برم و دیر برسم خونه . گوشی هم که همرام نبود کلی نگران شده بودن ...

 

حالا که بهش فکرمی کنم می بینم که این ها همش امتحانه ، خدای بزرگ و مهربون داره امتحانم می کنه ، می خواد ببینه تا کجا پاش وا میستم . فکر می کنم خدا ازم می خواد که بیشتر در بزنم . نباید نا امید بشم و باید دست از این درگاه برندارم ... فکر می کنم که انتظارم هم خیلی بالا رفته و نباید از خدا توقع معجزه داشته باشم . خدا قدرتش رو داره ولی مشکل اینه که من ظرفیتش رو ندارم ! ممکنه یه وقت ادعای پیامبری هم بکنم :| اونم کی ؟؟!! من !!!

خدا یا کمکم کن که این نا امیدی و رکود رو به امید و تلاش تبدیل کنم ...

۹۷/۰۳/۲۲ موافقین ۴ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات (۷)

روز به روز دارید بیشتر به سمتِ اتفاق‌های خوب حرکت می‌کنید :) یجور اختیارِ اجباری :)
براتون کلی آرزوهای خوب دارم
پاسخ:
اختیار اجباری ! تعبیر کوتاه و کاملیه ...
دعا کنید که این صعود به سقوط نرسه ...
ان‌شاءالله ختم به اتفاق‌های خوب میشه. کسی که تا حالا دستتون رو گرفته در مرامش نیست یهو تنهاتون بگذاره.
پاسخ:
امید وارم :))
با سلام. دنبال شدید. ممنون میشوم وبلاگ ما را هم دنبال بفرمائید.
یاد دوران تحصیل افتادم
صبح حرم شب حرم...
یاعلی
پاسخ:
چ دوران خوبی بوده ...
منم یادمه دوران دبیرستان یه مدت قبل مدرسه میرفتیم حرم ،،،
صفایی داشت ... حیف که دوران کوتاهی بود ...
۲۳ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۳ محسن رحمانی
موفق باشید.
پاسخ:
پیروز باشید ...
ارادتون واسه من تحسین برانگیزه...
پاسخ:
شاید سالی یه بار همچین اراده ای بکنم :)
همش به برکت این ماه مبارکه ،
امید وارم بعد ماه رمضون هم ادامه پیدا کنه ...
ممنونم ... :)
دوران خوبی نبود 
بعد اون اسم مشهد میومد حالم بد میشد تب میکردم
فقط بخاطر امام رضا تحمل کردم

پاسخ:
هر دوران تیره و تاری ک بوده حرم روزنه ی نوری بوده ک شما رو حفظ کرده ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">