حساب رسی

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه

لحظه های من با مشارطه ، مراقبه و محاسبه


این یکی دو روز که کم پیدا بودم ذهن و دل و همه وجودم درگیر مسئله برگشتن به مشهد بود . با تمام وجودم دوست داشتم که برگردم به مشهد . هم به خاطر حرم و مسجد گوهرشاد و امام رضا ، هم به خاطر دوست خوبم و هم به یه سری دلیلای دیگه ... آتیشم خیلی تند بود ! یک احساس شدید توی وجودم باعث شده بود که به عجله بیفتم . هنوز چند روز نیست که مشهد رو ترک کردیم می خواستم همین روز ها اسباب کشی کنم برگردم مشهد !

این حس عجله در وجودم بود و من متوجهش نبودم ، که همسر عزیزم به من گفت فلانی فکر نمی کنی که داری یه کم عجله می کنی ؟! فکر نمی کنی که باید بیشتر روش فکر کنی ؟! گفتم چرا ...

یه کاغذ برداشتم و بین اینجا و مشهد شروع کردم مقایسه کردن که هرکدوم چ خوبی هایی دارن و چ بدی هایی . دوتا کاغذ برداشتم و برای هر کدوم خوبی ها و بدی هایی نوشتم و گذاشتم کنار هم . همسرم هم توی این کار کمکم کرد . ولی بعد هرچی روش فکر کردم به نتیجه نرسیدم . با دو سه نفر هم در این مورد مشورد کردم و باز هم به نتیجه مشخصی نرسیدم . فکر ها و مشورتام که تموم شد دیگه راهی باقی نمی موند جز استخاره ...

یک بار استخاره کردم و آیه ای که بتونم درکش کنم نیومد . دوباره سعی کردم مقدمات بیشتری رو برای استخارم انجام بدم . استخاره کردم و آیات اول سوره محمد (ص) اومد و آیه "سیروا فی الارض ..."(در زمین سیر و سفر کنید) این آیه همون آیه ای بود که من رو از مشهد خارج کرد ! با خودم گفتم که شاید حالا می خواد همین آیه منو برگردونه مشهد اما نه ... این آیات رو که کنار هم می دیدم به نتیجه دیگه ای می رسیدم . انگار داشتن به من می گفتن که من باید به همون دستور گذشته عمل کنم و به این فاصله از مشهد ادامه بدم ...

من همیشه به این فکر بودم که به کمک دوست خوبم و به کمک فضای معنوی حرم می تونم آدم بهتری باشم اما آیه دیگه ای از این صفحه به من گفت : "ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم" چشم امید به یاری دیگران نبند . تو برای خدا باش تا خداوند هم تو رو یاری کنه . با وجود یاری خداوند چ نیازی به یاری دیگران ... قدم های تو سستن و خواستی به کمک دوستت و فضای مسجد گوهرشاد قدم هاتو محکم کنی ؟! تو خدا رو یاری کن تا خداوند قدم هاتو استوار کنه ...

 با خودم گفت که خدایا مگه توصیه های خود تو نیست که دوستان خوب داشته باشید و به زیارت ائمه برید . خب من هم دارم به این توصیه تو عمل می کنم . برای جواب این سوالم دوباره استخاره ای کردم . چیزی که از اون آیات فهمیدم این بود که مشکل من این بوده که مسجد گوهر شاد و دوستم بُتِ من شده بودن ! انگاری جای خدا رو توی دلم گرفته بودن و من باید از دلبستگی هام کنده بشم ... من به خاطر راحتی خواستم اون ها رو داشته باشم اما خدا خواسته که من خودم گلیممو از آب بکشم بیرون هر چند کار سختی باشه ...


حالا فصل جدیدی از مبارزه من شروع شده ، فصلی که بدون دوست خوبم و بدون فضای حرم امام رضا باید تلاش کنم . و باید سعی کنم خودم ، با کمک دفترچهِ یادداشتِ کوچیکِ تویِ جیبم و با توکل بر خدا این راه رو ادامه بدم و پا پس نکشم ...

امیدم به خداست ...

۹۷/۰۳/۳۱ موافقین ۳ مخالفین ۱
آقای بیدل

نظرات  (۶)

همیشه این دله که تعیین می‌کنه آدم توی چه لحظه‌ای کجاست. دل حرم باشه کافیه :) هر جا هستید موفق باشید.
پاسخ:
ممنون :)
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۱۳ سارا سماواتی منفرد
سلام
چه یک دفعه ای ...

دلتون شاد باشه و خدا هم همراهتان

((-:
پاسخ:
سلام ،
اره یک هیجان بود !

و همین همراهی خدا کافی ست :)
شما فکر و ذکرتون خدا و امامان معصوم باشه انگار پیش خود امامان هستید..


پاسخ:
سخته ، ولی سعی خودمو میکنم ...
مبارزه با نفس ، مبارزه ای هست که انسان هر ثانیه باهاش درگیره..
پاسخ:
بله ،
هر لحظه و در هر شرایط و هر مکانی ...
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۲ chefft.blog.ir 💞💕
ان شاء الله هر جا که هستین موفق باشین
به نظر من هرجا که احساس راحتیه بیشتری دارید زندگی کنید، چون گاهی اوقات شرایط سخت فقط عمر ما رو تلف میکنه و نمیذاره به بقیه چیزها فکر کنیم
پاسخ:
قبل این ماه رمضون هیچ مشکلی با اینجا نداشتم . بعدش ک حس و حال حرمو درک کردم توقعاتم رفت بالا !
اینجا اوضاع خوبه ، منتهی انتظار من بالا رفته
سلام
خوشحالم به نتایج جالبی رسیدید...
میبینم خیلی پیشرفت کردید...الحمدالله...
پاسخ:
سلام ،
شکر خدا ،
امید به خدا ،
توکل بر خدا ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">