حساب رسی


خدا خیرش بده اون کسی رو که من رو با رمان یادت باشد آشنا کرد . من و همسرم رو ...

هنوز صفحه ی 88 بودم . وقتی که نوشته ی پشت جلدشو براش خوندم نتونست جلوی اشکشو بگیره ... و نتونست منتظر وایسته تا من تمومش کنم ! شروع کرد به خوندن ، کنارش هم کلی دستمال نم کشیده و مچاله شده ... خواب درستی نداشت تا این که بعد از دو روز تمومش کرد !

بعد از اون دیگه همه ی فکر و ذکرش شده بود "یادت باشد" . تا بر می گشتم خونه شروع میکرد برام از اون زن و شوهر آسمانی گفتن . نگاه منم فقط به برقِ اشکی بود که توی چشم هاش حلقه می زد ...

بهش گفتم : به نظرت من بیشتر از شهید فاصله دارم یا تو بیشتر از همسر شهید ؟! گفت هر دومون ... ولی من گفتم به نظرم من از شهید فاصلم خیلی بیشتره ...

از اون به بعد همش دنبال پیدا کردن یک شباهت بین من و اون شهید بود ! : اونم مثل تو عاشق فسنجون بوده ، هر وقت و هر جا ! حتی برای صبحونه :)) ، مث تو به آبگوشت علاقه نداشته و ...

گفتم : مگه توی خورد و خوراک شبیهِ شهید باشم ! من کجا و شهید کجا ... شهادت نصیب هر کسی نمیشه ! خیلیا رفتن جبهه ولی تیر و ترکشا از کنارشون رد شدن ... من که از مرگ می ترسم که دیگه ول معطلم ... من خیلی فاصله دارم عزیزم خیلی ...

بعدش یه نگاه بهم کرد و با اشک یه جمله بهم گفت که تنم لرزید ... . گفت :

عزیزم من انتخابم رو کردم ! دعا می کنم که شهید بشی ...

با خودم گفتم : خدایا شکرت به خاطر همسری که نصیبم کردی ... وقتی ازدواج کردیم شاید به چشم یک مانع بهش نگاه می کردم اما حالا می بینم که چقدر رشد کرده و از منم جلو زده و حالا دست منو می گیره و با خودش بالا می بره ...

خدایا صد هزار مرتبه شکرت ...

 

+ همسرم به عنوان یک رمان خون : 

به جرأت می تونم بگم که از بین رمان هایی که خوندم این بهترین بوده :)

 

۹۷/۰۵/۱۶ موافقین ۸ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات (۱۲)

چقدر جالبه، دیشب داشتیم با دوستم در مورد شخصیت حامدِ سریال پدر حرف می‌زدیم و من گفتم اینجور ادمها خیلی کمن، و حتی نایاب که اسم شهید حججی و شهید سیاهکالی اورده شد، الان اسمشون رو دیدم یاد دیشب افتادم:)
الان پرسیدم کتاب رو داره ازش میگیرم:) ممنون بابت معرفی:)
پاسخ:
شهید سیاهکالی شاید حتی از حامد ک یک شخصیت داستانیه با محبت تر به نظر می رسه ... حتما بخونین ک محشره :))
خواهش ... :)
سلام
راستش بهتون حسودیم می شه! برای حال خوبتون و این که هر دو کتابخون هستید. جالب بود. سپاس!
پاسخ:
سلام .
راستش خودمم در نود درصد اوقات زندگی به حال اون ده درصد غبطه می خورم ...
فراز و فرود کم نداریم ما ...
سر فرصت باید بخوانمش... ممنون که معرفی کردین
پاسخ:
خواهش می کنم :)
همه جا حرف این کتاب زیباست...
کاش بشه منم زودتر بخونمش...
عاقبت بخیر باشید
پاسخ:
بله ...
حرف نداره ...
سلامت باشین
سلام
ممنون از معرفی کتاب 
ان اشالله روزی بشه.که بشه مطالعه کنم...تشکر
پاسخ:
سلام ؛
خواهش می کنم .
انشاالله اون روز نزدیک باشه ...
من مستندش و دیدم که خانمش صحبت میکرد خیلی عاشق هم بودن
ننم همسشه دعا میکنم همسرم شهید بشه 
تو دعواها که بسییییییییار دعا میکنم میگم الهی شهید بشی راحت بشم=))))
پاسخ:
تو دعوا ؟! چه جالب :))
پس توی دعوا هم خیر آقاتونو می خواین :)
تو دعوا مدل شهادتش فرق داره
میگم الهی اسیر دست داعشی ها بشی زجرکشت کنن شهید شی😂😂😂😂
پاسخ:
یا حسییییین 😄😄
فقط عکس :)
پاسخ:
مخصوصا طرح جلد کتاب :)
من این کتابُ جرئت نکردم بخونم. دلم طاقت نمیاره
پاسخ:
چراااا ؟؟؟
به خطر فاصله ای ک بعدش بینشون می افته ؟ :(
بله .خیلی سخته خب،یکی که همه ی زندگیته یهو میره :((
من هیچوقت نمیتونم خودم بذارم جای خانواده شهدا
پاسخ:
اره ...
شاید اجر همسر شهید از خود شهید کمتر نباشه ...
شاید یه روز انقدر ایمانم قوی بشه که بتونم این حرفارو درک کنم، ولی درحال حاضر حتی نمیتونم تصورش کنم :(
پاسخ:
کتاب رو که بخونین میبینین تافته جدا بافته ای نبودن ...
سپاس از معرفی این کتاب...

پایدار باشید ان شاالله...
پاسخ:
 خواهش می کنم
موفق باشید ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">