حساب رسی


نمی دونم دارم کفر می گم یا نه ، اما ...


خدایا دوستت دارم ،

وقتی گرمِ بازی دنیا هستم و تو گرمِ خداوندگاریت ... وسط بازی یک لحظه به خودم می آیم و نیم نگاهی به تو می اندازم ، و بعد تو ... و نگاهمان چقدر شیرین به هم گره می خورد ...

خدایا دوستت دارم ،

وقتی که در اوج خستگی های بازی ، نا امید از خودم و بازی کردن هایم ، گوشه ای کِز کرده ام و دلم گرفته است ... در حالی که هیچ حواسم به تو نیست ، اما تو دست به زیر چانه گذاشته ای و با چشمانی مهربان و لبخندی ملیح مرا تماشا می کنی ...

ناگهان نگاهم خیلی اتفاقی به چهره زیبایت می افتد و باز نگاهمان به هم گره می خورد ، لبخندت عمیق تر میشود و چشمانت می درخشند ...

حلقه اشک هایت را که می بینم بغضم می ترکد ! به پهنای صورت اشک می ریزم و از زمین و آسمان برایت دردِ دل می کنم و تو گوش می شوی برای حرف های ناتمام من ...

دیگر چشمانت توان نگه داشتن بار اشک ها را ندارد ، اولین قطره اشکت که به زمین می چکد ، نفسم بند می آید ؛ دیگر تحمل نمی کنم ، دوان دوان به سویت می آیم و خودم را در آغوشت رها می کنم و باز به پهنای صورت اشک می ریزم ؛ اما این اشک با اشک های قبل فرق می کند انگار ...

دیگر هیچ غُصّه ای ندارم ...


۹۷/۰۵/۲۵ موافقین ۴ مخالفین ۱
آقای بیدل

نظرات (۱۳)

توی این لحظه‌ها واسه بقیه هم دعا کنید :)
پاسخ:
دارم مثل شما سعی می کنم از قوه تخیلم استفاده کنم :)
برا همین خیلی جدی نگیریدش !
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۵ آقای مُرَّدَد
من به فدایت کجایش کفر بود؟
پاسخ:
داستان موسی و شبان رو که یادته ؟!
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۴۶ آقای مُرَّدَد
آره یادمه.....
این نشان از لطافت و انعطاف پذیریِ خداونده.
اینکه در هر قالبی به من و شما فرصتِ پرستش و ستایش و نیایش میده. اینکه قائده تعریف نکرده. 
پاسخ:
گاهی حرف دل در قالب قاعده ها نمی گنجه ،
مثل حرف های دل حافظ ...
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۵ آقای مُرَّدَد
دقیقا
پاسخ:
:)
آقا ما کفرگویی هامون خیلی درجه اش بالاتره :))
پاسخ:
انشاالله بالاترم بره :)))
از اون تخیل‌هاست که به واقعیت خیلی نزدیکه!
پاسخ:
امیدوارم :)
البته من می نویسم ک به واقعیت نزدیک بشه ...
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۹ عاشقِ کامپیوتر
انتظار چه نظری رو دارید بدم ؟
پاسخ:
جدیدا با :/ از ما استقبال می کنی :)
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۰۴ عاشقِ کامپیوتر
:/:/:/:/:/:/:/:/:/:/:/:/
پاسخ:
:)))))))))))
سلام
هیچ نظری ندارم.
پاسخ:
سلام .
اشکال نداره ...

+ وبلاگ اومده تو جلدم :|
کفر؟چرا؟ این توصیف بود کفر نبود که، مگه خدا خودش نمیگه یدالله، یعنی خدا دست داره که گفته؟ اینم مثل همونه دیگه :)
به قول ارکیده ما کفر گویی‌هامون خیلی درجه‌اش بالاتره، البته دعا کنید بیاد پایین چون خیلی عاقبت قشنگی نداره، شبیه کفرهای شما هم نیست، وقتی از زمین و زمان عصبانی و خسته‌ایم شروع میکنه :|
منم گاهی حس می‌کنم نشسته و نگام می‌کنه، گاهی عصبانی میشه،گاهی لبخند میزنه و گاهی نوازشم میکنه، گاهی هم ضربه شست نشونمون میده :))
پاسخ:
اره :) وقتی قرانم همینطوری در مورد خدا حرف زده امیدوار کنندس ...
منم داشتم و دارم از این کفر گویی ها ، اما فهمیدم اگه سعی کنم می تونم حالمو با نوشتن هام تغییر بدم ... شاید حسِ این متن وقتی نوشتمش ایجاد شد . قبلش اصلا نبود ...
میگن خدا قابل تصور نیست ، اما خیلی سخته برام ک وقتی باهش حرف می زنم هیچ تصوری ازش نداشته باشم ...
سلام
یا حبیب من لا حبیب له...! ای دوست و محبوب کسی که دوست و محبوب ندارد!
این ها نسبت دادن چیزی به خدا نیست، این ها زبان حال است و همه این مطلب را می فهمند و تا به خط قرمز نزدیک نشده باشیم، حرف و درد دل است و دل دیوانه ی عشق خدا را حرجی نیست!! پاینده باشید و دعایمان کنید! سپاس!
پاسخ:
سلام ...
ممنون از حضور و نظرتون :)
دل دیوانه ی عشق خدا که ندارم ، اما دوست دارم داشته باشم ...
محتاجیم به دعا ...
توصیف خیلی  قشنگی بود ...
«اما تو دست به زیر چانه گذاشته ای و با چشمانی مهربان و لبخندی ملیح مرا تماشا می کنی ...»
پاسخ:
ممنون :))
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۳ chefft.blog.ir 💞💕
این لحظه ها خیلی قشنگه، حتی وقتایی که خودمون حواسمون نیست هم خدا حواسش به ما هست، پس بپریم بغلش که محکم بغلمون کنه😊
پاسخ:
محکمِ محکمِ محکم 😊

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">