حساب رسی

حساب رسی

بدانید و آگاه باشید :
بیدل = من + یک قدم رو به جلو
من = بیدل - بعضی حرف های ادعاگونه

* دلیلش اینه ک خود گفتنش آدمو به حرکت وادار می کنه ...

پُست های ناب

وقتی مسیر جاده طولانی باشه لازمه آدم به یک وسیله ای خودشو بیدار نگه داره ، چند تا چیز هست که منو بیدار نگه میداره . یا یک همسفرِ پُرچونه ! یا یک کیلو تخمه ! یا آهنگ ! توی این سفری که با رفیق داشتیم ، از هر سه گزینه استفاده کردیم :) یکیش هم که گزینه ی آهنگ بود . آهنگا رو ریخته بودیم توی گوشی و هر کس نوبتش می رسید که رانندگی کنه با هندزفری آهنگ گوش می داد (چون یک هندزفری بیشتر نداشتیم ). واقعا هم بیدارمون نگه می داشت . رفیق وقتی نوبتش می رسید به شوخی می گفت : "فلانی اون شارژرو بده !"

بعد از مدت ها باز آهنگ گوش دادم . چه حس و حال عجیب غریبی داشت ! حالاتم مثلِ امواج دریا بالا و پایین می رفت ! اشک ، غم ، عصبانیت و خشم ، شادی ، عشق ، دوست داشتن و ... یکی پس از دیگری با هر "تِرَک" میومدن و می رفتن ! آقای ایکس که کنارم نشسته بود و این حالات رو توی چهره ی من می دید از نگاهش معلوم بود داره با خودش فکر می کنه من دارم چی گوش می دم ! نمی دونست دارم آهنگ گوش میدم ...

آهنگ چه احساساتِ شدیدی ، بدون هیچ زحمتی ، و نقدِ نقد به وجود می آره . شاید باورتون نشه در حالی که داشتم آهنگ ها رو گوش می دادم چه تصمیمی گرفتم (نپرسید که نمی گم:) ) ! حسابی جو گیر شده بودم !

یادمه چند وقت پیش که رفته بودم سراغ آهنگ یکی از دوستان مجازی(امیدوارم باز بنویسه) با کلی تاکید بهم گفت نرَم سَمتش ! حالا که می شینم حساب کتاب می کنم می بینم حرفش درست بوده ...

آهنگ هم احساسات ایجاد می کنه ، فکر کردن و نوشتن هم احساسات ایجاد می کنه ، من هردوشو تجربه کردم . احساساتی که آهنگ ایجاد می کنه شدید ، لحظه ای و گذراست . با تمام شدن تِرکِ آهنگ ، اون احساس هم تمام می شه . اما احساساتی که با تفکر کردن و دست به قلم شدن برای آدم ایجاد میشه عمیق و ماندگاره ، هر چند سخت تره ... شاید چون حقیقتِ پشتِ این احساس همچنان باقی می مونه ... هنوز حس و حال نوشته "ای کاش من هم جاری شوم" و "یا حبیب یا محبوب" برام از بین نرفته !

احساساتِ آهنگی مثل لقمه ی جویده شدست با ارزشِ غذایی کم ، یک چیزی شبیه پُفک ! و احساساتی که با فکر ایجاد می شه مثلِ گوشته ! برای جویدن و هضمش باید زحمت کشید اما انصافا ارزششو داره ...

اگر خودمونو به لقمه های جویده شده عادت بدیم دیگه حاضر نیستیم زحمتِ به نیش کشیدن گوشت رو به خودمون بدیم ...

احساساتِ آهنگی مثل سنگیه که به آسمون پرتاب شده و با پایان آهنگ به زمین می خوره . اما احساساتی که با فکر ایجاد میشه مثل درختیه که ریشه هاش توی زمین محکمه ... هر دوش بالا میره ، یکیش سریع و یکیش کُند . ولی این کجا و آن کجا ...

 

+ می دونم که این پست منتقد زیاد داره . می شنوم :)


۹۷/۰۶/۰۸ موافقین ۳ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات (۱۴)

چه تصمیمی گرفتید؟! :|

شوخی بود :))
پاسخ:
باب نقد بازه ها ! :)
کمی مخالفم :) پنج دقیقه فرصت بدید راجع‌بهش فکر کنم.
پاسخ:
یادمه قبلا خیلی بیشتر از کمی مخالف بودید ! :)
منتظرم ...

+ منتظرم ...
عشق چطور شکل می‌گیره؟!
زمانی که یک نفر رو می‌بینید و یا به هر شکلی با کسی آشنا می‌شید و حس می‌کنید براتون زیاد هم آدمِ عادی نیست هورمونی از مغز ترشح می‌شه که باعث می‌شه شما به اون شخص دل ببندید. درواقع عاشق می‌شید. بهش می‌گن هورمونِ عشق که اسمِ علمیش رو یادم نیست. (شنبه براتون می‌فرستم) این هورمون باعث می‌شه تمامِ ذهنتون معطوفِ اون شخص بشه و جز اون کسی رو نبینید. این حس به مرور بیشتر هم می‌شه. خاصیتِ عشقِ آتشین چیه؟! بستنِ چشم مقابلِ عیب‌های طرفِ مقابل. حالا فرض کنید این عشق ختم به ازدواج بشه. تا حدوداً یک سال همه چی عاشقانه‌ست. بعدش کم‌کم اون عشقِ آتشین فروکش می‌کنه. چرا؟! چون ترشحِ اون هورمون متوقف می‌شه. به جای اون هورمونِ دیگری ترشح می‌شه که باعث میشه عشق تبدیل به دوست داشتن بشه. نکته‌ای که وجود داره اینه که اون هورمون با توقفِ ترشحش چشمِ آدم رو باز می‌کنه. دیدید بعضی از زوج‌ها یکم بعد از ازدواجشون (حدوداً یک سال) به هم میگن تو چقدر عوض شدی تو که اینطوری نبودی؟! این واسه همینه. قبلاً داغ بودن جز خوبی نمی‌دیدند :))
همه عیب دارن! باید عیب‌های هم رو پذیرفت. اگر ازدواج، ازدواجِ درستی بوده باشه قطعاً بعد از اون حدوداً یک سال دوست داشتن شکل می‌گیره و ابدی می‌شه.

این عشق و دوست‌داشتن از نظرِ علمی
من شنبه احتمالاً یه عکس از خودِ صفحه براتون می‌فرستم. اونجا دقیق‌تر از من توضیح داده.
پاسخ:
حق ویزیت تخفیف هم داره ؟! :))
ممنون که وقت گذاشتید و این مطالب مفید رو برام فرستادین .
خب پس با این اوصاف این که می گن وصال مدفن عشقه کاملا درسته . و عشق هایی که با همه آتشین بودنش همچنان باقی بمونه خیالاتیه که نویسنده ها خلق می کنن ... یا توی آهنگا به ما القا می کنن . وگر نه همچین عشق هایی بیشتر افسانه س ...
درسته ؟

فکر کنم قبلاً گفتم آهنگ بخشِ خیلی مهمی از زندگیمه. این که می‌گید واسه من یطورِ دیگه‌ست چون بخشی از نوشته‌هام تحتِ تاثیرِ آهنگ‌هایی که گوش می‌کنم نوشته شدند که اگه اون آهنگ‌ها نبودند اون نوشته‌ها هرگز نوشته نمی‌شدند. معمولاً هم زیرِ این مدل پست‌ها خودِ آهنگ رو می‌گذارم مثلِ پستِ اخیرم یا پستِ پیوندِ ما از جنسِ جنون بود. نمی‌خوام بگم خیلی خاص بودند نه صرفاً تراوشاتِ ذهنِ یک حوای به دور از فنونِ نویسندگی هستند. در کل من با آهنگ‌ها ماجرا خلق می‌کنم که شاید فقط واسه خودم جذاب باشه یا بهتر بگم همیشه سعی می‌کنم کاری کنم که حالم خوب بشه فارغ از نوعِ نگاهِ بقیه.
نمی‌تونم باهاتون مخالفت کنم چون هر چیزی می‌تونه واسه هر کسی تاثیرِ خاصِ خودش رو داشته باشه. مثلاً یک آهنگِ غمگین می‌تونه یک نفر رو به گریه بندازه اما یکی مثلِ من رو سرِ ذوق بیاره و یه دنیای جدید براش بسازه.

خیلی درهم گفتم نه؟! :)
پاسخ:
نه بابا خیلی هم خوب بود :) ببخشید صبح فرصت نکردم ...

ماجراهایی ک خلق می کنید بسیار بسیار زیباست و پُر از احساس . کی می تونه مُنکرِ این بشه ؟! حوای به دور از فنون نویسندگی یه جور شکست نفسیه ! و گر نه من خودم توی نوشته هاتون دقت کردم و متوجه شدم ک اصولی هست که شما توی نوشته هاتون مد نظر میارید . هر چند این اصول خود ساخته باشه ، ولی هر چی هست نوشته هاتونو جذاب کرده ...
مدت کوتاهیه ک منم قلم ب دست گرفتم . یه چیزایی توی این مدت دستگیرم شده . فهمیدم وقتی پشت یک نوشته احساس باشه خیلی خیلی متفاوت میشه . به نظرم چیزی ک نوشته های شما رو زیبا کرده احساسیه ک پشت این نوشته هاس . حالا شما این احساسو با آهنگ به دست آوردین . ک البته راحت ترین راه و سریع ترین راه و موثر ترین راه هم همینه . (به نظرم آهنگ یک تاثیر مشترک برای همه انسان ها داره و اون اینه که احساسی رو براشون ایجاد می کنه . حالا این احساس هرچیزی می تونه باشه )
اما به نظر من راه های دیگه ای هم هست . مثلا دیدن واقعیت های پُر احساس زندگی خودمون . توی زندگی خودمون انقدر احساس ریخته ک ما ازش غافلیم . چقدر خوب میشه اگه این احساسات واقعی رو بنویسیم ...
این راه های دیگه درسته سخت تره اما خب آسیب های آهنگ رو نداره ...
سلام
نظر خاصی ندارم...
پاسخ:
سلام .
مگه ممکنه ؟!
سلام بله...
پاسخ:
سلام
اسم آهنگها و خواننده ها ؟؟
این مهمه بدونیم ... 
پاسخ:
بیشترش حامد زمانی بعلاوه اصفهانی و خواچه امیری و علی زاده و یه دونه هم میثم ابراهیمی . فکر نکنم جزو آهنگ های حرام محسوب بشن
خواهش می‌کنم.

قطعاً همینطوره. مثلِ لحظه‌هایی که از مادربزرگ و حیاطتشون، مادرم و آغوشش، خواهرم و غرورش، پدرم و احساساتش و چه و چه نوشتم :) اینا واقعیت‌های زندگی هستند. به نظرِ من گاهی لازمه از این دنیا کنده بشیم و بریم تو عالمِ خیال و بچرخیم و بچرخیم و بچرخیم. من خیالبافی‌هام خیلی به آهنگ‌ها وابسته‌ست. کلاً بدونِ خیالبافی زندگی برام کسل‌کننده می‌شه. چرا فکر می‌کنید آهنگ‌ خیلی تاثیرِ بد داره؟! به نظرم بستگی به خودِ فرد داره.
پاسخ:
من یک ویژگی ای دارم این که احساساتم ضعیفه . همین طوری خیلی احساسی برام ایجاد نمی شه . وقتی هم ایجاد می شه ازش غافلم و نمی بینمش . وقتی غرق احساسات آهنگ ها می شم دیگه احساسات واقعی زندگیم رو نمی بینم . این عیب آهنگ شاید فقط برای من مطرح باشه ...
یه مشکل دیگش هم هیجاناتیه که ایجاد می کنه . احساساتی شدید که حتی به تصمیم منتهی میشه . قطعا همیچین تصمیم هایی عاقلانه نیست ...
و این که به شدت معتاد کنند ست . این هم شاید فقط مشکل من باشه . انقدر جذبش شدم که اگه همین طور ادامه می دادم خواننده می شدم :))))
ببینید عشق از بین نمی‌ره بلکه اون آتشش فرو می‌نشینه و به جاش دوست داشتنی عمیق و ابدی شکل می‌گیره که خیلی فراتر از اون عشقِ آتشین هست. قطعاً هستند کسانی که با وجودِ گذشتِ سال‌ها از شروعِ زندگیِ مشترکشون همچنان عاشقانه زندگی می‌کنند و خیلی همدیگه رو دوست دارند. اتفاقی که می‌افته اینه که آدم‌ها بعد از اون حدوداً یک سال منطقی‌تر به همه چیز نگاه می‌کنند. آدم وقتی عاشق می‌شه اونقدری آتشش تند و تیز هست روزا و ماه‌های اول که حرفِ هیچ کس رو گوش نمی‌کنه و جز وصال چیزی نمی‌خواد حتی اگه معشوقش پر از عیب و ایراد باشه.
در کل عشق چیزی نیست که پایان داشته باشه :)
پاسخ:
برعکس همین الان داشتم در این مورد با برادرم صحبت می کردم :)
بحثی سر کلمات نداریم ، در واقع ما اختلافی نداریم .
 آتیش عشق با وصال فروکش می کنه . حالا دو حالت قابل فرضه ، یا وقتی بعد اون یک سال منطقی نگاه می کنه با این که حرارت وجودش کم شده باز هم احساس می کنه طرفشو دوست داره . و یا این ک می بینه ک طرفش اصلا اونی ک می خواد نیست ! نمیشه به عشق اعتماد کرد چون هرکدوم از این دو اتفاق ممکنه بیافته ...
حالا بعضیا میان می گن عشقی ک کر و کور می کنه و بعد یه سال نظر آدم بر می گرده عشق نبوده ، هوس بوده . و عشق واقعی عشقیه ک بعد از یک سال به دوست داشتن تبدیل بشه ... اینها دیگه اصطلاح سازی هاییه که هستش ...

+ چیزی ک هست اینه ک آدم باید حواسش باشه ک ارزش دوست داشتن ها خیلی بیشتر از عشقه ! چون دوست داشتن عشقی هست ک امتحان خودشو پس داده . ولی عشق پایانش معلوم نیست ...

+ خیلی خیلی ممنون ک وقت گذاشتید :) به نتایج خوبی رسیدم ...
۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۵۳ علی علیزاده
dadnazan.blog.ir
یه چیزی که شخصاً قبول دارم اینه که همه چی به خودِ آدم بستگی داره. منظورم باقی موندنِ عشقِ ناب و حتی بیشتر شدنش بعد از ازدواج هست.

+ خواهش می‌کنم :)
پاسخ:
اگه منظورتون از عشق ناب ، همون دوست داشتنِ عمیق هست منم با شما موافقم . چون خودم توی ازدواجم تجربش کردم :)

+ :)
تعبیر قشنگی بود
آهنگ واقعا خیلی وقتها توهم زاست و احساسات رو غیر واقعی نشون میده
پاسخ:
الان بیا آهنگو با نفَسِ ساقی مقایسه کنیم !
اصصصن قابل مقایسه نیست :))
ساقی جان من با این حرفا بلایِ روحت نشم یه وقت !
من که اهنگ گوش بدم حالم به هم میخوره...
پاسخ:
عععجب :))
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۵ ... به دنبال حقیقت ...
امام توی کتاب جهاد با نفس یه تعبیر جالبی دارند در مورد موسیقی...

نه می کوبنش مستقیم و نه حرامش می کنن اما فقط یک جمله می گن که:

موسیقی انسان را از جدیت می اندازد.
پاسخ:
به همین مضمون از امام یه جمله توی ذهنم هست که : 
موسیقی اراده رو ضعیف می کند .
ممنون از یاداوری :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">