حساب رسی


توی کتاب (یادت باشد) اسم چند تا خیابون داشت . می رفتیم توی اون خیابونا و پرس و جو می کردیم . تا این ک مغازه ی عمومی شهید رو پیدا کردیم . ایشون گفتن خونه همسر شهید توی محله کوثره اما دقیقشو نمی دونستن . رفتیم محله کوثر . از مغازه ها می پرسیدیم ک منزل سیاهکالی مرادی رو می شناسن یا نه . یه مغازه الکتریکی می شناختشون . گفت سه سال پیش براشون اومده اف اف نصب کرده و حدودی خونشونو بلده . بنده خدا با موتورش افتاد جلو و بعدِ یه مقدار گشتن خونشونو پیدا کرد . قرارمون این بود ک یه آدرسی ازشون پیدا کنیم ، بعدش بریم یه حمومی بریم و یه هدیه ای بخریم و بعدش مزاحم بشیم . اما شرایط جور دیگه ای شد .

زنگ زدیم . پدرِ همسر شهید سیاهکالی اومدن دم در . یه احوال پرسی گررررم ... خیلی زیاد اصرار کردن بریم داخل . با همون قیافه زار و نزارمون رفتیم داخل و البته ازشون عذر خواهی کردیم . متاسفانه همسر شهید رفته بودن تهران و توفیق دیدار با ایشونو پیدا نکردیم . اما پدر و مادرشون خیلی دل زنده بودن و از هم صحبتی باهشون نهایت لذتو بردیم . به زور نگهمون داشتن برا ناهار . بعد ناهارم نشستیم گرم صحبت تا ساعت ۶ . هنوزم خسته نشده بودیم ...

قبل رفتن شماره هامونو دادیم بهشون ک بدن همسر شهید تا هر وقت اومدن مشهد بتونیم ملاقاتشون کنیم .


+ همسرم خیلی خوش حال بود . همش بهم می گفت فلانی امروز خخخخیلی روز خوبی بود ... تو همین حس و حالِ خوش بودیم ک تلفن همسرم زنگ خورد . ناشناس بود . وقتی جواب داد گُل از گُلش شکفت :) همسر شهید بودن ... رفتم بیرون ک راحت بتونن صحبت کنن ...

+ اون صبر و این هم پاداشش ... اصلِ این ک بیایم تا قزوین دیدن خانواده شهید سیاهکالی پیشنهاد رفیق بود . همچین رفیقی انصافا انصافا ارزشو یه مقدار صبر روداره ...

+ این صدای شهید سیاهکالیه . شعرش هم از خودشونه . حدود ۱۵ روز قبل از شهادت . معلوم بوده کاملا خبر دارن ک قراره شهید بشن . پدر همسر شهید ک اینو گذاشتن تقریبا همه گریه می کردن جز من ! بیدل بودن یه جاهایی خیلی غصه داره ...


۹۷/۰۶/۱۹ موافقین ۷ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات  (۱۴)

سلام خوشپ به سعادت شون بعد شهادت شون باز دل ها رو به خدا نزدیک میکنند...
پاسخ:
سلام ، بله ...
چ بسا بعد شهادت بیشتر از قبل
+ می‌فهمم. حوا بودن همیشه غصه داره پس جای شکر هست...
پاسخ:
:(
از این ک یکی دیگه م مث منه باید ناراحت تر باشم ...
تهِ تهش رو توی پستِ جدید می‌گم اگه عمری بود.
پاسخ:
انشاالله ...
درستش ان‌شاءالله هست :)
پاسخ:
گفتاری نوشتم :)
چی بگم....
الان دلم هوس راهیان‌نور کرد،هوای شهدا، دوساله که نرفتم، یه روزی باورم نمیشد یه سال نرم الان دوساله که نرفتم!
دلم کربلا هم خواست، میخواستم پارسال برم نشد،پاسپورت لعنتیم دیر اومد، میترسم امسال هم نتونم برم.
التماس دعا
پاسخ:
انشاالله همین امسال هر دوش نصیبتون بشه ...
محتاجیم ...
۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۳۴ ... به دنبال حقیقت ...
دست ما رو بگیرن ای کاش...
پاسخ:
ای کاش ...
کاش یه روز هم نصیب ما بشه
شهادت
😔
پاسخ:
ای جانم این دعا ☺
۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۰۴ chefft.blog.ir 💞💕
خیلی دلگیر میخونن
اشک آدم درمیاد، مخصوصا الان که محرمه
پاسخ:
اصلا خیلی ب شهید حسودیم میشه ...
ن ک حسودی ، غبطه ...
۲۰ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۲۳ chefft.blog.ir 💞💕
به نظر منم ارزش انسان خیلی بالاتر از اینه که به مرگ عادی بمیره، بهتر اینه که برای دفاع از یه عده مظلوم جونتو از دست بدی، ولی خب خدا خودش باید خریدارت باشه
پاسخ:
خیلی انتخاب بزرگ و سختیه ،
و این ک کاری کنی خدا خریدارت باشه سخته ب نظرم ...
۲۰ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۲۹ chefft.blog.ir 💞💕
بله درسته
ان شاء الله که شهادت روزیتون بشه 
البته بعد از 70 سال😊
پاسخ:
 از اون دعا ها بودا :)
ممنون :)
مدافع حرمن... ؟
پاسخ:
اره . سال ۹۴ شهید شدن
ان شاالله نصیب همه بشه فدا شدن در راه خدا و اهل بیت علیهم السلام..
پاسخ:
انشاالله ...
چه روز خوبی داشتین
خوش به حالتون
کاش ماهم بتونیم از این روزا داشته باشیم

پاسخ:
عالی بود :)
امیدروارم برا شما هم اتفاقات خوبی بیافته ...
تشکر
:)
پاسخ:
خواهش می کنم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">