حساب رسی


1- گاهی یک سری چیز های خیلی کوچیک باعث می شه آدم باد بکنه ! حتی یه دست لباس شیک و تر و تمیز ! با این که آدم خودش می دونه که منی که امروز توی این لباس هام با منِ دیروز هیچ فرقی ندارم . همونم که فقط پوست انداخته و شکل عوض کرده ! بعضی وقت ها هم دیدن نقطه ضعف دیگران باعث می شه که آدم خیال کنه بالاتر از بقیه س ! با این که حواسش نیست که خودش هم نقاط ضعف کم نداره و یا نقاط ضعفش آشکار نشده . آخه دیکته ی نانوشته که غلط نداره ...

2- نماز مغرب رفته بودم مسجد . بعد از نماز اول بین دو نماز یه نفر از دم در داد زد : "آقایون اون ور خیابون زیر پل هوایی یک پراید سفید ... " یه هو ذهنم یاد قضیه ای افتاد . دامادمون خونشون پارکینگ نداره ماشینشو می ذاره توی کوچه . یه بار که گذاشته بود نصف شب اومدن زنگ درشون رو زدن سوال کردن این صمند سفید مال شماست ؟! گفت اره ! گفتن " بیا که یه ماشینی اومده کوبیده به ماشینت ! " داخل کوچه ی باریک و خلوت همچین چیزی چ طور ممکنه آخه ؟! خلاصه ... . این افکار در عرض چند صدم ثانیه از ذهنم عبور کرد و دلم هُرّی ریخت . با خودم گفتم بیدل بیچاره شدی ! که اون آقا از انتهای مسجد ادامه داد "... چراغاش روشنه باطریش خالی می شه ، اسرافه ! " خیالم راحت شد ... این جا بود که فهمیدم من همون آدم وابسته ی بدبینِ دیروزم !

3- دیروز روز افسردگی بود برای من و همسرم . قضیه ای اتفاق افتاد که یه مقدار آستانه تحمل هردو مون کم شده بود . الکی الکی از دست هم ناراحت می شدیم . با خودمون می گفتیم چِ مون شده ما ! مشقِ من اینه که به همسرم محبت بکنم . در تمام شرایط ! اما دیروز خیلی سخت بود ؛ دلم جواب نمی داد ... این هم یک نقطه ضعف دیگه ...

+ همیشه از این تخیل و توهمِ خود بزرگ بینی می ترسیدم . آخه یه حساب سر انگشتی که می کنم می بینم اوضام داغونه ؛ پس چرا همچین توهمی برام میاد . از عُجب خیلی چیزا شنیدم . که هرکار کردی نابود می کنه . مثل برگ درختای پاییز هرچی جمع کردی می ریزه ! من فکر و خیال های بلندی برا خودم دارم اما وقتی به این نقطه ضعف بزرگ فکر می کنم نا امید می شم و البته این نا امیدی حیله ی شیطانه ... به شهدا فکر می کنم . شهیدانی که با این که خیلی از ما جلو تر بودن ولی باز هم به حال خودشون گریه می کردن ! با خودم می گم این ها به چی فکر می کردن و برای چی گریه می کردن ؟! این همه خوبی توی خودشون جمع کرده بودن و به قول معروف نور بالا می زدن ولی باز هم گریه می کردن و نگران آینده بودن ... درکش برام خیلی سخته ...

خدایا ...

ای خدای شهیدان !

ای خدای بزرگ مردان !

ای خدایی که دستِ هدایتِ تو شهیدان را شهید کرد ؛ نه پایِ عملِ ایشان !

می دانم که تا به خودم متکی باشم جز خیالات چیزی نصیبم نمی شود ؛

پس تکیه گاهم باش و بگذار این تنِ افلیج را در آغوشت رها کنم ...


۹۷/۰۷/۰۳ موافقین ۸ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات  (۱۹)

۰۳ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۹ chefft.blog.ir 💞💕
اگه به این فکر بکنیم که آخرش میمیریم و هیچی هم با خودمون نمیبریم اون دنیا، خیلی از غرورها و ناراحتی های بیجا رو میتونیم جلوشو بگیریم
 افسردگی و کج خلقی هم گاهی پیش میاد تو خونه
پاسخ:
بله ؛ پیش میاد ...
فکر کنم ریشه ش رو هم فهمیدم چی باشه . انشاالله دیگه پیش نیاد :)
سلام
آدم هر چه بزرگتر میشه خطاهاش بزرگتره... منظورم اینه که عجب از من نوعی شش درجه بدی داره برای کسی که در حد شهداست بیست درجه...
لذا گاهی گناهی که بزرگان بخاطرش گریه ها میکنند در زندگی من نوعی اصلا به عنوان گناه به چشم نمیاد...
خدا را راس امور ندیدن در زندگی من نوعی اصله! ولی برای کسی که خیلی از من بیشتر مراقبه کرده و پاک تره و مخلص تر...این غفلت یه خطای خیلی بزرگه...

(چند خط نوشتم ولی فکر میکنم هنوز خوب حرفم رو بیان نکردم...)

پاسخ:
من احساس می کنم که اگه آدم بخواد این طوری فکر کنه که فلان اشکال برای کسی در حد من طبیعیه باعث خوش خیالی میشه . دیدی این هایی که می شینن برا خودشون محاسبه می کنن می گن خب ما که الحمدلله اهل غیبت و دروغ و دزدی و غارت نیستم پس خدا رو شکر ؛ بعدم پاهاشونو می اندازن رو هم و روزمرگی می کنن ...
این که می‌نشینید و خودتون رو به چالش می‌کشید واقعا عالیه. حداقلش اینه که قبول دارید یکسری ایراد (شاید فقط از نگاه خودتون) دارید.

+ محبت به همسر وقتی خوبه که از سر وظیفه نباشه :) بهش فکر کنید.
پاسخ:
گاهی آدم فکر می کنه بی ایراده و الکی باد می کنی ! اون وقت باید مو رو از ماست بکشه بیرون که بادش خالی بشه !
+ اعتقادم اینه که محبت محبت میاره . اینو یه زمانی خیلی روش فکر کردم :) حالا نظرشما چیزِ دیگه ای هست ؟
دیشب هم شب افسردگی و غم بود برای من.
چرا شهیدان؟ امام شهیدان،امام سجاد همیشه گریه میکردن و توی سجده از خداوند طلب بخشش و استغفار میکردن.امام معصوم به چی فکر میکردن؟!
پاسخ:
آخ گفتی ...
نشسته بودیم کنار مزار شهید حججی ؛ دعای عرفه بود . من و رفیق و سید . متن دعا این طور بود که با لحن بسیار ذلیلانه ای استغفار می کرد از گناهان . هیچ حسی نداشتیم و همین طور خط می بردیم . یه هو یه چیزی به ذهنم زد . به رفقا گفتم : " اینا رو داره امام حسین (ع) میگه ؛ پس ما چی باید بگیم ..." زدن زیر گریه ...
مشکل ما اینه که چشم عیب بینمون برا بقیه بازِ بازه ؛ ولی عیبای خودمون رو نمی بینیم ...
۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۵:۵۶ نـــای دل
جر و بحث از نمک های زندگی هست پیش میاد نیاز نیست بزرگش کرد..
پاسخ:
خدارو شکر ما مشکلی نداریم با هم :)
الآن بحث سر خوب و خوب تره ...
+ نظرتون نظرِ منم هست اما من می‌گم محبت باید بخاطرِ علاقه باشه نه از سرِ وظیفه. آخه مشق وظیفه‌ست. می‌نوشتیم تا نمره بگیریم... می‌نوشتیم تا دعوامون نکنند... می‌نوشتیم تا رفعِ تکلیف بشه...

منظورم این بود :)
پاسخ:
فرق مشق های دوران ابتدایی با این مشق اینه که اون ها رو بقیه به زور بهمون می دادن . اما این رو من خودم برای خودم تکلیف کردم . علاقه هست . گاهی علاقه به اندازه ای توی دل آدمه که به همسرش بگه دوستت دارم . اما اگه اضافه بر اون یک عاشقتم هم به آخرش اضافه کنه باعث میشه این علاقه بیشتر بشه . گاهی یک عیب کوچیک که حتی ممکنه فقط ساخته ی ذهن خود آدم باشه ویژگی های دوست داشتنی طرف مقابل رو کمرنگ می کنه . و توی اون لحظه توی دلش علاقه ای به ظاهر نباشه که بخواد به همسرش محبت کنه . اما به نظرم اینجا باید محبت کنه تا حجاب ها کنار بره تا حقیقت دوست داشتنی اون آدم رو ببینه !
خلاصه که محبت می کنم تا جان به تن دارم :)
احسنت :)
کلاً من با کلمه‌ی مشق مشکل دارم :| شاید بشه کلمه‌ی بهتری براش پیدا کرد.
پاسخ:
:)
منظور من از مشق این هست که کمی بیشتر از میل و علاقه درونی آدم باشه . یه درصدی از الزام و اجبار توش هست خلاصه ... حالا دیگه اهل فن باید بگن چ کلمه ای میشه جاش گذاشت :)
سلام مجدد
نه نه منظورم این نبود
چیزی که گفتم در پاسخ به اون بود که نوشتید شهدا که اینهمه خوبی تو خودشون جمع کردن چرا باز گریه میکردن؟
ظرفی که خیلی تمیزه یه لکه ی خیلی کوچیک خیلی توش به چشم میاد..
یه رفتار ناپسند که من بارها انجام میدم و ککم هم نمیگزه برای کسی که مراقبه بیشتری داره یه خطای خیلی بزرگ میشه
مثلا یه شهید زنده همین که توی دلش میخواد یه سیب رو جلوی چشم دیگری بخوره ولی متوجه خطاش میشه و تقسیم میکنه سبب رو، میتونه خیلی بد باشه
یعنی همون بی توجهی یک لحظه ای بهمش میریزه، درونش رو تیره میکنه و لذا بابتش خیلی استغفار میکنه...
چیزی که ما شاید اصلا بهش توجهی نداریم...

اونی که درونش صاف تر میشه درکش از بد و خوب ها بیشتر میشه
یوقت استغفاری که او برای تا ظهر خوابیدنش میکنه اندازه ی ندامت من از انجام یک فعل حرامه....

دیگه اهل بیت چقدر درک بالا داشتند و چه می دیدند که این عبارات زیبای صحیفه سجادیه و سایر دعاها ازشون هست....
امام حسینی که اونهمه عبارت رو ایستاده با گردن کج در صحرای عرفات بر زبان آورده و ریز به ریییز شکر خدا رو کرده چی میدیده که بخاطر محدودیت های عادی دنیایی هم از خدا طلب بخشش میکنه...
ببخشید که کمم، ببخشید که نمیتونم اندازه ی تو شکر کنم، ببخشید که نمیتونم خوبی هات رو جبران کنم....
اینها
برای کسی که عمق مطلب رو درک کرده
یه رنج و شرمندگی وحشتناک بزرگه...
خب اه و ناله و شیون انسان روانه میشه.... 


و اما پاسخ شما به نظر بنده که درست بود کاملا...
حق نداریم بگیم چیزی عادیه وهر گناهی وجود ما رو تیره میکنه،حال مون رو بد میکنه...متوجه باشیم،یا نباشیم
منظورم رو در نظر قبلی توضیح بیشتر دادم ان شاالله که درست بیان شده...


پاسخ:
می دونید ؟! من کاملا با شما موافقم و این حرفی که می زنم فقط برای فرار از یک حالتِ اشتباس ! شما بیاید و این مشکل رو برطرف کنید من دیگه حرفی ندارم . چرا بعضی وقت ها آدم احساسِ بیگناهی می کنه ؟! حتی اگر قبلا گناه کار بوده و حالا توبه کرده ؛ وقتی به زمان حال نگاه می کنه می بینه گناهی نداره و خوش حاله . برای فرار از این حالت چاره ای به ذهنم نرسید مگر این که به گناهان ظریف تر و دقیق تر هم نگاهی بکنم . حالا شما برای از بین رفتن این حالت چ راه کاری دارید ؟
۰۳ مهر ۹۷ ، ۲۰:۵۲ ... به دنبال حقیقت ...
یه چی می گم...به کوری چشم لعین رجیم پر رو نشو...باد هم نکن...غرور هم نگیردت...دور هم برت نداره ولی 
کارِت درسته!

#آدم-خوب



:)
پاسخ:
همش خوب بود جز همون جمله آخر ! انگار یه هو وصلم کردی به پمپ هوا خخخخ :))
آقا برای نشان دادن خنده غیر از حرف خ که اصلا ازش خوشم نمیاد علامت دیگه ای نیست ؟!
۰۳ مهر ۹۷ ، ۲۱:۱۲ جناب منزوی
وقتی از شهیدان گفتید و گریه ی اونها، یاد این شعر افتادم
ما سینه زدیم بی صدا باریدند 
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند  
ما مدعیانِ صف اول بودیم 
از آخر مجلس شهدا را چیدند..
پاسخ:
آخ که چ شعریه و چ صحنه ایه صحنه ی گریه ی آقا ...
درکش سخته ؛ یعنی آقا حسرت مقام شهدا رو می خورن ؟!
آیا خدا موجودی به پیچیدگی انسان خلق کرده که فقط گناه نکنه؟
همین؟
همین که گناه نکنیم خوشحال باید باشیم؟

واجبات و محرمات قرار بوده رسم زندگی یادمون بده که سالم و سلامت باشیم
خب حالا از سلامتی چه بهره ای قراره ببریم؟

نمیخوایم بزرگتر بشیم؟
نمیخوایم نزدیکتر بشیم؟؟

شاید باید هی به خودمون احوال بزرگانی که از عمرشون بهره های فراوان بردن یادآوری کنیم
بریم مزار شهدا
سن مون از نصف قبرها بیشتره....
خب اینها چقدر بهره بردن 20 سالگی 22 سالگی به مقام شهادت رسیدن؟
همین شهدای هم نسل خودمون رو بررسی کنیم
به نفس مون نهیب بزنیم
گناه واضح نداری،خوشحالی؟

حیف کردن خودت چی؟
اسراف نعمت هایی که خدا بهت داده واسه یه کارهای مسخره چی؟
بعدا دلت میسوزه ها...
بعدا آه میکشی کاش از این دست پا سلامتی اراده توانایی، بهتر استفاده کرده بودم
کاش صبورتر بودم
کاش.....

خودمون رو با بزرگان بسنجیم
در می یابیم که هیچی نیستیم

پاسخ:
پس به هر حال آدم نباید به کم راضی بشه . باید فراتر از گناهان واضح فکر کنه ...
پس مقایسه کردنمون با بزرگ ها کار اشتباهی نیست ...
این نظری ک الان گذاشتید کاملا باهش موافقم ، پس اختلاف دقیقا سر چیه الان ؟! :)
بله دقیقا
اختلافی از اول نبود
فقط من یه بخش از متن تون رو بسط دادم...
بسط دادنم زیاد شد فقط...
پاسخ:
نمی دونم چرا فکر کردم اختلاف هست :)
۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۳:۵۸ جناب منزوی
میگن اما علی علیه السلام هربار از جنگ زنده بر می گشت پیش رسول خدا می رفت و از ایشون می پرسید که من هم شهید می شم؟ ...
مقام شهید خیلی مقام بزرگیه، بشرط در راه خدا بودن
پاسخ:
اخلاص کار سختیه ...
۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۳:۵۹ ... به دنبال حقیقت ...
اینم هست
:دی
:)))))))
پاسخ:
:))))
۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۵:۴۳ صحبتِ جانانه
چه حکایت هایی دارید...

پاسخ:
همه دارن از این حکایتا ...
۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۶:۱۵ صحبتِ جانانه
هرکسی یه حکایت هایی داره، البته...
جسارت نشده باشه به شما

پاسخ:
چ جسارتی ؟! متوجه نشدم ...
۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۶:۲۷ صحبتِ جانانه
فگر کردم ناراحت شدین

پاسخ:
ن بابا فکر کردم تعریف کردین ازم حتی :)
۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۶:۴۳ صحبتِ جانانه
الحمدلله
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">