حساب رسی


رفتم یه سری به رفیقم بزنم . خونش طبقه هشتم بود . منتظر وایستادم تا لباساشو بپوشه و بیاد بریم بیرون قدم بزنیم . توی این فاصله رفتم داخل راه پله ها و از بین پله ها به پایین نگاه می کردم . خیلی بلند بود ! اون لحظه یه چیزی اومد تو ذهنم . با خودم گفتم اگر به تو بگن اگر همین الآن با سر خودتو پرت کنی پایین ، اون پایین امام علی (ع) با آغوش باز منتظرته چیکار می کنی ؟! یک تستِ ساده برای دل بستگی به این دنیا ؛ یک تست ساده برای آزمایش ترس از مرگ ... . دیدم نه من آدمش نیستم ! سعی کردم این فرض رو خیال کنم که واقعیِ واقعیه ! با خودم کلنجار می رفتم که فلانی اگه همین الآن بپری پایین قطعا می ری بهشت . همنشین امام حسین میشی ؛ باز هم حاضر نیستی بپری ؟! دیدم هرچی کلنجار می رم این حس ترس از بین نمیره ! به حالاتم دقت کردم . سعی کردم بفهمم که ریشه این ترس چیه ؟! دیدم ریشه این ترس اینه که اعتماد ندارم . یقین ندارم . شک دارم . یک " از کجا معلوم؟! " کافیه که پاهای آدم سست بشه . میشه یک معامله ی ریسکی !

از خدا این روز ها یقین می خوام . دوست دارم دلم قرص باشه ؛ هر کاری که می خوام بکنم فرقی نداره چیه ؛ هر چی هست مطمئن باشم که بهترین کارِ ... شک مانع بزرگیه که تازه اگه بر طرف بشه باز معلوم نیست چه مانعِ جدیدی سر باز کنه ...

شاید هم بشه این طور گفت . ما وظیفه داریم سعی کنیم که بفهمیم چه کاری باید بکنیم توی این دنیا . حالا اگه به یه راه مشخص یقین نکردیم اما احتمال زیاد دادیم که فلان راه ، راهِ درستیه ، بقیه ش با توکل حل میشه ... هرچند فکر نکنم این توکل بتونه مثلِ یقین دلِ آدمو قرص کنه ! البته برای آدم هایی مثل من ... ولی اگه اعتمادمون به خدا زیاد باشه این توکل هیچ فرقی با اون یقین نداره ...

+ این ها همش تراوشات ذهنیه منه خیلی جدی نگیرید :)

 


۹۷/۰۷/۱۰ موافقین ۶ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات  (۹)

۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۱:۴۱ جناب منزوی
چشم جدی نمیگیرم :)
سخته، شاید چون خودمون این رو می گیم، اما گه به یقین برسیم احتملاً عمل می کنیم
پاسخ:
یادمه ی زمانی دنبال یقین هرچی دویدم بهش نرسیدم ...
فکر کنم تنها راه همون توکل باشه ...
ببخشید ولی خیلی اصلِ حرفتون با چیزی که نوشتید با هم هم‌خوانی نداشت. البته این نظرِ منه که اصلاً اهمیتی ندارد :) در کل دغدغه‌هاتون خیلی قشنگ هستن. قدرِ خودتون رو بدونید.
پاسخ:
این چ حرفیه ، نظر شما خیلی هم مهم و محترمه ! میشه بیشتر توضیح بدین ؟
۱۱ مهر ۹۷ ، ۰۹:۰۳ الهی العفو ..
سلام
بنده با حرف  حوا ...موفقم یکی از دلایل که براتون نظر نمیزارم،همین دلیل واصولا نظری ندارم...
پاسخ:
سلام ،
حق ندارم بپرسم چرا ؟!
۱۱ مهر ۹۷ ، ۰۹:۱۸ الهی العفو ..
سلام
حق دارید ولی بنده هم حق دارم جواب ندم.
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۱:۰۸ الهی العفو ..
سلام چشم نمیگم.
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۳:۵۸ جناب منزوی
یعنی شما توکل نکردید و سراغ یقین رفتید؟
متوجه نشدم
پاسخ:
آدم به یقین هم برسه بی نیاز از توکل نیست . ولی خب وقتی آدم پشتش ب یقین گرم باشه توکلش ضعیف تر میشه احساس می کنم .
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۴:۳۹ نـــای دل
چشم جدی نمیگیریم:)
پاسخ:
این لبخند به من انرژی داد :)
۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۰:۳۰ جناب منزوی
این یه نظر شخصی منه :)
اگه آدم یقین نداشته باشه باید به چی توکل کنه؟
عملاً زمانی آدم ایمان میاره که به یقین برسه و زمانی که ایمان داره توکل می کنه، گاهی توکل می کنیم ولی ناامید میشیم این ضعفه ایمانه.
پاسخ:
نظر شخصی شما کاملا متینه :) باید به خدا یقین داشت ک بهش توکل کرد ،
 منظور من یقین به راهِ زندگی بود . 
۱۲ مهر ۹۷ ، ۱۸:۳۳ جناب منزوی
:)
در مسیر زندگی موفق باشید :)
پاسخ:
همچنین شما :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">