حساب رسی

حساب رسی

بدانید و آگاه باشید :
بیدل = من + یک قدم رو به جلو
من = بیدل - بعضی حرف های ادعاگونه

* دلیلش اینه ک خود گفتنش آدمو به حرکت وادار می کنه ...

پُست های ناب

یادمه از زمانی که بچه بودم دوست نداشتم اشکِ احساسیم رو کسی ببینه . البته این یک خصوصیت ژنتیکی در ماست . من اشکِ برادرام و پدرم رو هم تا حالا ندیدم ! این ویژگی تا همین الآن هم هنوز در من هست و دوست ندارم کسی این اشک رو ببینه حتی همسرم . نمی دونم چرا ...
شب ها یک سریالی می ذاره به اسم "خانه ی کوچک" . ماجرای یک خانواده ی روستا نشین که در عینِ این که خیلی فقیر هستن خیلی زندگی شیرینی دارن چون بسیار همدل هستند و خیلی همدیگه رو دوست دارن و به خاطر هم از خوشی هاشون می گذرن و این از جمله صحنه های این فیلمه که اشک من رو در میاره ... البته دیالوگ های تاثیر گذار و کارگردانیِ خیلی خوبِ این فیلم هم توی ایجاد این احساس خیلی نقش دارن .

نشسته بودیم با خانوم دلدار این فیلم رو نگاه می کردیم که یه هو پدرِ خانواده که تازه از سر کار اومده بود به دخترش گفت : "پاکیزگی شرط ایمانه پس تا من میرم خودمو توی برکه بشورم تو هم برو به مادرت کمک کن" من و دلدار با کمال تعجب به هم نگاه کردیم و (تو هم درست به همون چیزی فکر می کنی که من فکر می کنم) یادِ روایتِ "النظافه من الایمان" افتادیم !
نمی دونم چرا یک حسی به من می گه این خارجی ها اومدن و از اسلامِ ما استفاده هایی کردن که ماها نکردیم . آخه چند تا نشونه ی دیگه هم توی این سریال دیدم . مثلا اصلا ناهار نمی خورن و شب ها قبل از این که ستاره ها در بیان می خوابن ! قبل از غذا ، قبل از خواب و به بهانه های مختلف با خداوند مناجات می کنن و به خاطر نعمت هاش شکرگذاری می کنن و توی کمک به اهالیِ شهرشون هم همیشه پیش قدم هستند ... تا جایی که من خبر دارم اینا دستوراتِ اسلامه ! و خلاصه اگه خانومش یه چادر سر کنه به نظرم نمونه ی یک زن درست کار و با ایمان محسوب می شه :|

+ این دینی که من توی مرکزِ ثقلش به دنیا اومدم یه روزی قدرتمند ترین بوده . روزی که هنوز حتی آمریکا به وجود نیومده بوده . و به نظر میاد که شروعِ این همه قدرت و علم که در غرب به وجود اومده به زمانی بر می گرده که میومدن و شاگردیِ ما رو می کردن .
۹۷/۰۹/۲۵ موافقین ۴ مخالفین ۰
آقای بیدل

نظرات (۱۹)

ناهار البته :)
پاسخ:
صد رحمت به کامنتتون در موردِ استادِ شیرازی :))
اصلاح شد :)
بستگی به دوبله هم داره :)
پاسخ:
به نظر نمیاد که توی دوبله ش اضافه شده باشه . اگر هم اضافه شده باشه نشونها های دیگه ای هم داره . مخصوصا همون که شما بهش اشاره کردید یعنی ناهار :) این که ناهار خوردن خوب نیست من تازه فهمیدم که مالِ دینِ خودمونه .
خوب نیست واقعاً؟! :| نخوریم یعنی؟! :||
پاسخ:
اگه می تونید نخورید که عالیه . البته شرطش اینه که شام رو زود بخورین . راستش توی این سریال هنوز هوا تاریک نشده شام می خورن :))) ولی دیگه نمی دونم اسلامی ش چه طوری میشه ...
باید با سلف واردِ مذاکره بشم :)))
پاسخ:
تا این حد :))
ولی جدا کاش پزشکی جدید به جای طرد کردن طب اسلامی میومد و داروها و دستوراشون رو مورد تحقیق و آزمایش قرار می داد ...
آقا و خانوم اینگلز ؟؟..
گریه رو نشون بدید لطفن ...اثرات مثبتی در پی داره واز غرور مرد کاسته نمیشه ...
پاسخ:
اره :) به همراهِ دخترای دوست داشتنی شون لورا و مری و کری :)
به خانوم قبول دارم اما به بچه ها چ طور ؟
فقط میشه گفت:

واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیس
گفت: "زین معیار اندر شهرما، یک مسلمان هست آن هم ارمنیست" !!


پاسخ:
خیلی جالب بود ، مخصوصا جمله ی آخرش :))) 
البته گریه داره ...
متاسفانه منافعِ شخصی به منافعِ کل ترجیح داده می‌شه.
پاسخ:
دقیقا همینه ...
شاید باورتون نشه ولی دارن روی پروژه ی تبعیدِ پدرِ طب اسلامی کار می کنن :|
همسر من راحت جلوی بچه ها احساساتشو نشون میده ...خجالتی نداره از اینکه اشکش رو بچه ها ببینن ...بچه ها باید بدونن پشت این اقتدار یک دل رئوف هست ...
پاسخ:
ینی می گید به اقتدار ضربه ای وارد نمی کنه ؟ فکر کنم همه ی اشک ها رو نباید به بچه ها نشون داد
به هیچ عنوان ...البته هر کس برای زندگیش یک معیارها و خطوطی داره ...

پاسخ:
...
بچه‌ها تصورشون از پدرشون یک کوهه! اشکش رو ببینن خیلی غصه می‌خورن. حواستون باشه!
پاسخ:
منم به همین فکر می کنم ، برای همین قبولش یه کمی سخته ...
من از دیدن اشک مرد‌ها متنفرم، حس خیلی بدی داره، همون بهتر که کلا اشکشون رو نشون ندن‌!
فیلمه رو ندیدم متاسفانه :)
پاسخ:
فکر کنم قومیت های مختلف نظرات متفاوتی به این موضوع دارن
هر شب ساعت 10 شبکه تماشا :)
درست فکر می‌کنید. جلوی همسر عیب نداره ولی بچه‌ها ابداً.
پاسخ:
یادمه پدر همسرِ شهید سیاه کالی هم خیلی اشکش دم مشکش بود . حتی جلوی بچه ها . فکر کنم باید بین اشک ها یک فرقی قائل شد . مثلا همین پدر خانم بنده یه اشکِ نازی می ریزه وقتی از تلوزیون روضه گوش میده . جلوی همه و بچه ها . در عین حال یک اقتداری داره که نگو !
این چیزها فقط اموزه های دین ما نیست، اموزه های اغلب ادیان ابراهیمی شبیه به همه:)
 شاید این فیلم هم مسیحی یا کلیمی یا ... باشه:)
پاسخ:
آموزه های کُلیمون مثِ همه ولی مسائلِ جزئی و دقیق مثلِ همین قضیه ی ناهار بعید می دونم . شایدم این تحریف گر هاشون بعدا از اسلام گرفته باشن اضافه کرده باشن کسی چ می دونه ...
اره این فیلم مسیحی هست :)
فکر نمیکنم به قومیت خیلی مرتبط باشه، بیشتر به تفکرات فردی مرتبطه :)
خب پس هیچی، تا اینجام که نمیتونم ببینم، خونه‌مون هم شبکه‌ی تماشا نداریم :)
پاسخ:
اشکال نداره :)  لُبّ کلامِ این فیلم رو بهتون گفتم :)
خدا حفظشون کنه.
فکر کنم بچه‌ها بتونن تشخیص بدن نوعِ اشک رو. البته اگه فضا مناسب باشه.
پاسخ:
اره همین طوره 
۲۵ آذر ۹۷ ، ۱۴:۵۸ نـــای دل
روش های دینی رو بهتر از ماها دارن انجام میدن..
اونوقت بعضی ها در اینجا اینها رو عقب ماندگی و... میدونن..
پاسخ:
افسوس ...
اینکه اشکتون را نبینند کار درستیه...
من فقط یه بار اشک بابامو دیدم اون واسه مامانش...البته گریه و زاری نبود فقط اشک تو چشم هاش جمع شد.نه اینکه دلش سنگ باشه ولی دلش نمیخواست کسی ببینه
و بنظرم این خوبه چون من اگه ببینم بابام گریه میکنه دیگه میترسم از این که تکیه گاهم باشه
پاسخ:
منم هم دقیقا همین طور بود و اشک پدرم رو توی مراسم پدر بزرگم دیدم . ولی به نظرم اشک داریم تا اشک ... یه اشکایی خیلیم خوبه ک دیده بشه . مثلا اشک برا امام حسین ع
بله اونکه صد در صد
پاسخ:
:)
۲۹ آذر ۹۷ ، ۲۰:۵۸ جناب منزوی
تو تاریخ گفتن که یه سری کتاب هایی از کشورهای اسلامی بخصوص ایران، برده شد اونجا و امروز به هیچ احدی اجازه نمیدن دست به اون کتاب ها بزنه.
یه روز میاد ورق برگرده
پاسخ:
خدا لعنتشون کنه ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">